یکشنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹

با شما هستم برادر بسیجی

مد شده بدبختی همینطوری به یکی میگند دزدی.

اونوقت موندن که به جرمی براش حبس ببرند، اخلال در ترافیک یا نگه داری نامه محرمانه ۲۰ سال قبل!

دِخوب، آقایون مطلع، نظام اطلاعاتی قدرتمند، حالا که دیگه تعارف ندارین و همه رو گرفتین ثابت کنین دیگه. کدوم دزدی؟ با تعریف گل و گشاد شما از دزدی هم باز علیه اش مدرک ندارین که اگه با اون تعریف کسی رو بخواهی محکوم کنی پدر ایت الله یزدی و حاج آقا واعظ طبسی در آمده است.

عزیز. من میدونم تو از کجا آب میخوره این فکرهات. چشم بسته اعتماد به کیهان داشتن همین میشه. ولی راه دوری نمیره یک نگاه به محمد نوری زاد، اسطوره ایام جوانی ات، بیاندازی. اینها مرد جنگ بودند و مو لای درز اعتقادشون نمیره، به تایید خود شما. ببین امروز کجا ایستادند.

فردا که سنی ازت گذشت میفهمی چه بازی ای خوردی و عذاب وجدان چه تهمتهایی گریبان گیرت میشه.

چهارشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

رمز موفقیت حرکت به سمت اصلاحات با شیب کم نه رادیکالیزم

اقا جان. تو رو خدا متوجه دامی که چیدند باشید. این برخوردهای سنگین با تظاهرات ها و اتفاق مضحکی مثل جنبش اتو و جنبش ترافیک و بند کردن حیات جنبش به کتک خوردن ماهانه باعث اضمحلال و خستگی میشه در نهایت. یک جنبش اجتماعی سیاسی که فقط در تظاهرات خلاصه نمیشه. فقط مولفه شهامت عمومی در پذیرفتن خطر به رخ کشیدن اعتراض نیست که حیات جنبش رو تضمین میکنه. برعکس اگر فقط همه هویت جنبش منحصر بشه به تظاهرات داشتن ماهانه یا نداشتن عمری براش پیش بینی نمیشه کرد.

جنبش به بیانیه رهبرانش به سخنرانی روشنگرانه حامیانش به حضور معترض من و شما و امثال وحید نیا که از فرصتهای معقول برای ابراز اعتراضمون استفاده می کنیم زنده است. نه لزوما به تظاهرات میلیونی و فلج کننده ماهانه. ۱۶ اذر اماده شدند که نسق از همه بگیرند. بگذارید مجراهای جدیدی باز بشه برای بیان اعتراض. بگذارید یک مقدار جو برانداز مابانه کمرنگ تر بشه و در عوض بیانیه های سیاسی، نطقهای مجلسی ها، اعتراض های شبیه به اعتراضهای اولیه رضایی، گلایه های شبیه به گلایه اخیر لاریجانی از فضای توهین، یا جنگ درون گروهی زاکانی و مرتضوی پر رنگ تر بشند. فضای برانداز نفس از امثال خاتمی یا کسایی که محافظه کار تر هستند گرفته.

۴۰ سال دیگه هم هر ماه هر ماه بیاییم تو خیابون هیچی عوض نمیشه. مثلا فکر میکنیم از رو میرند؟

قبلا هم گفتم. باز هم میگم و اونهایی که تنفر نمیگذاره جلوتر رو ببینید قبول نمیکنید. ما باید از انحصار طلبی تیم احمدی نژاد و دور و بری هاش امثال کوچک زاده و رسایی استفاده کنیم در طبقه های بالای سیاسی یار گیری کنیم. هیچ راهی جز این نیست. قدرت نظامی و پولی دست اونهاست. امثال توکلی لاریجانی باهنر رضایی قالیباف نماینده های فعلی مجلس و هر کس دیگه که نون خوردنش از بودن احمدی نژاد به مضیقه خورده اگه یک مقدار نوک نیزه بره به سمت احمدی نژاد (و نه رهبر) شروع میکنند ساز و کار داخل سیاست رو عوض کردن و به آقا عملا از زیر فشار آوردن.

ما وظیفه امون فشار از پایین باید باشه. وقتی موسوی یا هر کدوم دیگه میگه ۱۳ ابان بیایید ما نشون میدیم که پشتشون هستیم. ولی به موقع هم باید بفهمیم که آتیش رو کندش کنیم که بالا دستی ها بتونن حرف بزنن و یارگیری کنند.

دنبال بر اندازی نباشید. الان فحش میدید. ارزوتون هست. ولی عملی نیست با تظاهرات. انقلاب ۵۷ فقط به خاطر جنبش مردمی نبود. شاه مهمترین حامی اش که آمریکا بود رو از دست داده بود.

هیچ فکر کردید این موفقیتی که تا حالا جنبش سبز با اون راهپیمایی ۴ میلیونی ۲۶ خرداد و علنی شدن اعتراضها بدست اومد مرهون حیات ۱۰ ساله یک تفکر منتقد اما آرام درون حکومت بود؟ ۳۰ سال از بیرون از حکومت جار زدند که به پا خیزید. به کجا رسید؟ رمز موفقیت تضمین «حفظ حیات جنبش»‌ در یک آینده ۱۰ ساله است. هنوز طوفانهای زیادی در راه هست که جنبش سبز به قول سر «دار» نقدی برای حضور درش نیاز به یک هویت مشخص دارد.

این مصاحبه نقدی را بخوانید. حرفش این است که هویت جنبش سبز در حال منحصر شدن به یک رنگ است. این خطری است که واقعا بیخ گوش جنبش خوابیده. روند فعلی که حیات جنبش را خلاصه کرده در تداوم تظاهرات اعتراض آمیز آینده ای غیر از ریزش و فراموشی خواسته ها نخواهد داشت.

یکشنبه ۱ نوامبر ۲۰۰۹

گمانه زنی در مورد برنامه های تخریبی حکومت برای 13 ابان

روشی که قبلا هم وزارت اطلاعات به کار برده کنترل جمعیت از طریق به حاشیه کشاندن تجمع سبزها توسط شایعه است. شایعه هایی از قبیل موسوی در فلان محل در حال سخنرانی است، کروبی به فلان محل میرود، و شایعه هایی که می توان حدس زد تاثیر روانی زیادی بر جمعیت دارد مثل خاتمی در فلان محل بین بسیجی ها گیر کرده. دقت کنیم که تجمع رسمی از فاصله دانشگاه تهران تا روبروی سفارت امریکا است و جمعیت تظاهرکننده تحت هیچ شرایطی نباید از این مسیرها خارج شود. در نگاهی به مقاله اخیر کیهان به نظر میاد کیهان قصد القای شایعه حضور سبزها در محل سفارت انگلیس را دارد در حالیکه برنامه اصلی در مقابل سفارت سابق امریکا خواهد بود.

همچون گذشته افراد حکومتی در لباس سبز دست به اقداماتی ممکن است بزند که به ضرر جنبش تمام شود. تخریب وسایل عمومی و انچه از مقاله اخیر کیهان بر می آید حمله به سفارت انگلیس از این دست اتفاقات محتمل است. جمعیت تظاهر کننده باید به صورت فعال با هر گونه حرکتهای تخریبی اغتشاشی برخورد کند. به احتمال زیاد گروههای نفوذی سعی به خشونت کشیدن تظاهرات برای مقاصد خود خواهند کرد از قبیل ایجاد درگیری فیزیکی و تخریب اموال عمومی که با هوشیاری و برخورد فعال میتوان مانع آن یا حداقل اعلام مخالفت علنی با آنها شد.

انحراف شعارها به سمت رادیکال برای فشار سیاسی به رهبران جنبش و ریزش بدنه های معتدل تر جنبش از شگردهای دیگر است. جنبش سبز شایسته است از شعارهای غیر اخلاقی مرده باد دوری کند و حتی الامکان از موثرترین شعارها از لحاظ سیاسی استفاده کند. برای مثال در برابر شعار "مرگ بر آمریکا" میتوان پاسخ داد "مرگ اینجاست برادر ... پرپر کنار مادر" که تاثیر روانی و محکوم کردن برخوردهای حکومت را دارد. همچنین در مقابل شعار "مرگ بر منافق" یا "مرگ بر ضد ولایت فقیه" میتوان پاسخ داد "خون برادر نخور .... از دل ملت نبُر".

مطلب مرتبط اینجا

پنجشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹

شعار 13 آبان

بسیج روز 13 ابان شعار میده مرگ بر آمریکا. به جای کپی برداری و شعار خشونت امیز مرگ بر روسیه در جواب بگیم:
مرگ اینجاست، برادر، پرپر کنار مادر

چه باید کرد؟ (3)

جامعه ایران را امروز واضح تر از هر زمان دیگری میتوان به دو دسته تقسیم کرد: گروه حاکم با امکانات فراوان برای دریافت شغلها و منابع دولتی حاصل از در آمد نفت، و گروه محکوم با محدودیتهای خاص برای دریافت شغل، قراردادهای اقتصادی، و امنیت اجتماعی. امکانات اقتصادی حاصل از منابع عمومی قدرت گروه حاکم را برای سرکوب گروه محکوم افزایش میدهد. پدیده ای که اوج آن را میتوان در حاکمیت سابق حزب بعث عراق بر اکثریت کرد و شیعه عراق میتوان دید. بین جامعه دو قطبی بعث/غیر بعث و جامعه بسیجی/غیر بسیجی ایران مشابهتهای قابل توجهی می توان دید: تامین منافع اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی گروه حاکم شرط حیاتی برای دستیابی به فرصتهای شغلی ارزنده و یا قراردادهای اقتصادی سودآور شده است. اگر روزگاری گرایشات مذهبی برای دسترسی به منابع اقتصادی و سیاسی در ایران کافی بود و شرط پذیرش در مصاحبه های شغلی دانستن احکام روزه و نماز، امروز تقسیم شغلها و قراردادها منوط به وابستگی به جناح حاکم شده است و زندان های سیاسی ایران انبوهی از مذهبی ترین قشرهای جامعه را در خود جای داده اند. روند دو قطبی شدنی که بعد از خرداد 88 شدت یافته است، و به مدد اقتصاد متکی بر منابع نفتی و قدرت نظامی گروه حاکم شدیدتر نیز خواهد شد. علی الخصوص با رفع تهدیدات اقتصادی و نظامی خارجی از جمله برقراری روابط اقتصادی و نظامی با غرب، سپاه در ایران بالقوه می تواند از مشابه عراقی بعثی خود در حفظ انحصار قدرت و منافع اقتصادی و سیاسی پیش بگیرد، که نوید آینده نه چندان خوشایندی است که در آن، تهدید منافع سپاه با خشونت اجتماعی و اقتصادی بیشتر از آنچه امروز شاهد هستیم روبرو می شود.

تحلیل: جنبش سبز ایران تلاشی گروهی برای تغییر این آینده محتوم است. تلاشی که برای موفقیت به برنامه ریزی و هوش اجتماعی هوادارانش متکی است. اما چه اهرمهایی فشاری در اختیار جنبش سبز است و چه راهکارهایی برای تهدید منافع اقتصادی و سیاسی جناح حاکم قابل اجرا است؟ مهمترین هدف فعلی جنبش سبز اعلام حضور و تداوم حیات بوده است. اعلام تداوم حیات تا کنون با دیوار نویسی، اسکناس نویسی، حضور در مراسم عمومی حکومتی، استفاده از رسانه های در دسترس، و اخیرا اعتراضهای شجاعانه فردی در محافل مورد توجه – همچون برخورد محمود وحیدنیا یا مجید مجیدی در جلسه با رهبری - بوده است. این اعلام حضور و تداوم حیات اگرچه امید بخش و روحیه بخش است و باعث نهادینه شدن و گسترش جنبش در افراد جامعه میشود، به خودی خود نمیتواند باعث تغییری در رفتار حاکمیت شود: درست است که اعلام وجود اعتراض منافع اجتماعی جناح حاکم را به مخاطره می اندازد، اما منابع اقتصادی و قدرت در اختیار طبقۀ حاکم همچنان پشتوانه یارگیری و تداوم و حتی گسترش حضور در جامعه (یارگیری بسیج با توجه به منافع اقتصادی و امنیتی) خواهد بود. برتری منافع اقتصادی نسبت به منافع اجتماعی همچنین باعث مقاومت سرسختانه طبقۀ حاکم در برابر تغییر، حتی به قیمت بدنامی اجتماعی، خواهد بود. (به خاطر بیاورید که با وجود بدنامی عمومی و جهانی از حزب بعث، کشورهای جهان به دلیل منافع اقتصادی با حزب بعث تجارت و حتی تبادل نظامی داشتند. همین وضعیت در عربستان و روسیه نیز حاکم است.)

حضور علنی: تغییر روند موجود در صورت تهدید منافع اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی طبقۀ حاکم با تداوم انحصار اتفاق می افتد. در این راستا، مهمترین و اولین هدف جنبش تداوم اعلام حضور و حیات مطمئن است. سرراست ترین راه برای اعلام حیات جنبش سبز پرهیز عمومی از پنهان شدن و القای ترس از عواقب وابستگی به جنبش سبز در جامعه است. امروز برای بهره مند شدن از مزایای طبقۀ حاکم بی طرفی کفایت نمیکند، بلکه ورود به طبقۀ حاکم نیازمند طی مراحل طولانی، و اثبات سودمندی در سرکوب طبقۀ محکوم است. گروه حاکم در تقسیم منابع در اختیارش به شدت با وسواس عمل میکند. در نتیجه سکوت و تقیه کمترین ارزش عملی برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی نخواهد داشت؛ هرچند طبقۀ حاکم به دلایل واضح خلاف این باور را ترویج میکند. برعکس، اعلان علنی (و بدون خشونت) گرایشات سبز در جامعه باعث تداوم امید و گسترش پوشش اجتماعی جنبش سبز خواهد بود. گسترشی که امنیت اجتماعی جناح حاکم را به شدت تهدید میکند و به همین دلیل طبقه حاکم شدیدا به علنی شدن حضور سبزها در جامعه حساس است.

یارگیری: اضافه بر حضور علنی – مشابه برخورد محمود وحیدنیا در جلسه رهبری با نخبگان – و تهدید امنیت اجتماعی طبقه حاکم، جنبش سبز می تواند با یارگیری از بدنه سیاسی کشور امنیت سیاسی طبقه حاکم را نیز تهدید کند. برای این یارگیری، جنبش سبز باید بر حداقل اهداف اولیه تمرکز کند و زمینه امنیت سیاسی و اجتماعی را برای کسانی که از طبقه حاکم خارج میشوند فراهم کند. شعارها و تمرکز جنبش سبز باید بر روی اهدافی باشد که موجب تنگ شدن فضا برای افراد نزدیک به قدرت سیاسی نشود. در حالیکه جنبش سبز با شعار الله اکبر آغاز شد، و به صرف قدرت شعار بدنه سیاسی جنبش سبز میتوانست در فضای سیاسی به طبقه حاکم فشار موثر وارد کند، تغییر شعارها به سمت اهداف دور، و احساسی، موجب دور شدن افرادی که کمتر حاضر به ریسک هستند همچون هاشمی رفسنجانی، و تنگ شدن عرصه سیاسی بر رهبران نامی جنبش شده است. جنبش سبز بعلاوه با انتخاب حداقلی اهداف اولیه و شعارها به یارگیری علنی از بدنه دانشگاهها، حوزه ها، نیروهای نظامی، مدارس، و ادارات توجه کند. مهمترین هدف از فعالیتهای گروهی جنبش سبز اعلام حضور است؛ امری که با شعار الله اکبر به همان اندازه میسر میشود که با شعارهای احساسی، در حالیکه شعارهای کلی تر همچون سکوت باعث ایجاد فضای امن تر سیاسی برای یارگیری علنی میشود. حرکت جنبش سبز باید به سمت ریزش طبقۀ حاکم باشد و پذیرای تغییر گرایش در بدنه سیاسی گروه حاکم. کلی گرایی در انتخاب شعارها باید به گونه ای باشد که افراد کنار گذاشته شده از منافع اقتصادی طبقه حاکم همچون محسن رضایی یا علی مطهری یا هاشمی رفسنجانی در انتخاب گرایش سبز دچار تردید نشوند.

سازماندهی: جنبش سبز میتواند از امکانات ارتباطی موجود استفاده بیشتری برای سازماندهی هدفمند برگیرد. شبکه های اجتماعی همچون گروههای فیسبوک، بالاترین، توییتر، فرومها، و گروهها در سازماندهی جنبش سبز نقش موثری داشته اند. مهندسی شبکه های اجتماعی خاص جنبش سبز می تواند سازماندهی برنامه های جنبش سبز، اطلاع رسانی، و تامین مالی را بهبود بخشد. شبکه های موجود ارتباطی در برنامه ریزی برای حرکتهای اجتماعی گذشته همچون روز قدس نقش موثری داشته اند، اما امکانات اینترنتی موجود خاص یک جنبش سیاسی مبارز طراحی نشده است و قطعا میتواند بهبود یابد.

تهدید نرم: جنبش سبز فرصتهای بیشماری برای تهدید قدرت طبقه حاکم بدون خشونت دارد. مختل کردن روند مورد پسند برنامه های رسمی نماد طبقه حاکم مهمترین و عملی ترین برنامه فعلی جنبش سبز است. هدف جنبش سبز غیر از اعلام حضور خود توسط این برنامه ها، باید ایجاد تغییر در روند دلخواه طبقه حاکم در مراسم عمومی برای محدود کردن کنترل اجتماعی طبقه حاکم باشد. واگردان شدن روز قدس با شعار نه غزه، نه لبنان نمونه این تغییر است، هرچند در جهتی که سایر اهداف جنبش سبز را – اعم از یارگیری و باز کردن فضای سیاسی برای بدنه سیاسی جنبش – تحت الشعاع قرار داد. با نزدیک شدن 13 آبان، 22 بهمن، و ایام عاشورا، جنبش سبز میتواند با شعارهای مناسب محوریت چنین مراسم هایی را در دست بگیرد. برای مثال با توجه به تاکید بسیج بر شعارهای مرگ بر ... جنبش سبز مخالفت خود با روشهای طبقه حاکم را میتواند با شعاری مثل

مرگ اینجاست، برادر، پرپر کنار مادر

در ضمن پذیرا بودن تغییر در طبقه حاکم اعلام کند.

... ادامه دارد.

یکشنبه ۲ اوت ۲۰۰۹

تحلیف در فضای امنیّتی

خبرگزاری‌های جهان - عصر چهارشنبه ۱۴ مرداد:

مراسم تحلیف محمود احمودی‌نژاد در میان اعتراض مخالفان و تدابیر شدید امنیّتی امروز در مجلس ایران برگزار شد. به گزارش شاهدان عینی، این مراسم در حالی برگزار شد که صدای تیرهای هوایی و گلوله‌های گاز اشک‌آور به دلیل هجوم گسترده معترضین به ریاست جمهوری اقای احمدی‌نژاد در میدان بهارستان - مجاور با ساختمان مجلس - از داخل مجلس شنیده می‌شد و لحظاتی باعث اختلال در پخش زنده این مراسم شد.

حضور غیر معمول نیروهای امنیّتی و ایجاد یک حفاظ چند لایه امنیّتی برای محافظت از ساختمان مجلس از ویژگی‌های منحصر به فرد این مراسم بود که در تاریخ سیاسی ایران بی‌سابقه است.

----

روز تحلیف - میدان بهارستان و خیابان‌های اطراف - ۱۰ تا ۱۲ صبح - تحلیف در میان گاز اشک آور و شرایط امنیّتی!

جمعه ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

پاسخ به یکی از سوالات ما از یکی مراجع نزدیک به نظام


قبلا اینجا چند سوال از مراجع مطرح کردیم، که موفق شدیم از یکی از مراجع نزدیک به نظام پاسخی دریافت کنیم. اهمیت این پاسخ در شناخت لایه‌های پنهان فعالیّت‌های قم - حتی بین نزدیک‌ترین مراجع به نظام - است. ادامه تلاش‌های ما و شما مسلما نتایج بهتری خواهد داشت.

در اینکه احمدی‌نژاد و دارودسته‌اش هر روز سنگر دیگری را از دست می‌دهند شکی نیست. اما یکی از سنگرهایی که شاید کمتر کسی تصور می‌کرد احمدی‌نژاد حمایتش را از دست داده باشد قم بود. از زمان انتخاب لاریجانی به عنوان نماینده قم مخالفت‌های موجود بین قشر طلبه و روحانی را علیه احمدی‌نژاد میتوانستیم ببینیم.

اما امروز حتی مراجع نزدیک به نظام هم در محافل خصوصی با احمدی‌نژاد مشکل جدی دارند. بعد از فتوای رسمی مکارم شیرازی علیه مشایی، توانستیم از یکی معدود مراجع نزدیک به نظام پاسخی به این سوال دریافت کنیم:

«به دفعات پیش آمده است که شاهد کتک زدن و تحقیر خواهر یا برادر دینی و ایرانی خود در اسارت و با دست بسته و در ملا عام درست پس از دستگیری و بدون محاکمه بوده ام. وظیفه شرعی من در چنین شرایطی چیست؟ اگر نصیحت به ضاربان موثر نباشد و یا ممکن نباشد،‌ تکلیف چیست؟»

پاسخ: در این شرایط آشوب و جدایی در جامعه باعث درگیری و جنگ میشه و توصیه به صبر کردن و در فرصت مناسب جهاد علیه کسانی که نصیحت نمی پذیرند

متاسفانه برای حفظ امنیَت رابط مجاز به انتشار اسم مرجع مذکور نیستیم.

بسیاری از عملکرد مراجع راضی نیستند. نکته قابل توجه کاهش حمایت مردمی از مراجع است. گذشت زمانی که فتوای جهاد ایت الله بروجردی نفس‌ها را در سینه حبس می‌کرد.

از زبان دوستان ما در قم:

مراجع هم مثل ما و شما نیاز به حمایت دارند. مساله مشایی نشانه کوچکی بود از مخالفت پنهان قم. اهمیت قم نفوذ در بدنه سیاسیون فعلی نزدیک به قدرت و مراکزی مثل شورای خبرگان است. برای اهالی قم مشایی نیست که می رود و برخورد با مشایی به جای احمدی‌نژاد برای پیشگیری از طرح علت اصلی بیرون داده شده تا توده ای از مردم از اوضاع واقعی بی خبر بمانند (گرچه واقعا مسئله ی مشایی برای یک توده ای قابل فهم تر است). تلاش های مرجعیت یکیش این هست که باعث شد در مشهد ۵۰۰ نفر هم پای صحبت های احمدی نژاد نروند، آقای مکارم که معمولا برعکس سایر مراجع روابطی هم با نظام دارند چنان جو مشهد رو ضد این فرد کرد با صحبت هاش در حرم که همه جا پیچیده این حرف..البته اونها در حدی نمی دونند این فرد رو که مخاطب قرارش بدهند مشایی هم آینه ی احمدی نژاد است و احمدی نزاد هم آینه ی دیگری ..قرار نیست همه نابخردانه موضع علنی بگیرند پیش از اینکه بازی رو شود..سکوتی هم در کار نیست سبک ادبیات با حکومتی که به اسم دین فعالیت میکند کاملا متفاوت است..سایرین هم که یا بیانیه داده اند یا پیام های تهدید آمیز..عده ای هم که اصلا اصل را قبول ندارند و نفس این جریانات را هم از دو طرف ..قبل از اینکه مردم احساس خطر کنند مراجع دوسه سال است که احساس خطر کرده اند و این فرد و کلیه ی اطرافیانش رو حتی راه هم نمی دهند..همین دست پاچگی ها اخیر اینها هم از همین موضوع ناشی میشه.. شاید اشتباه است که همه موضع علنی بگیرند. البته از دو نفر از ایشان بیشتر از این هم انتظار است اما هنوز امید به اصلاح می بینند و سعی کردند در رسانه ها علنی صحبت نکنند..

همانطور که سکوت هاشمی باعث شد در فرصت مناسب که داشت سرکوب ها شدت می گرفت اوضاع رو احیا کند ..نباید باعث شد همه ی کارت ها از بین برود و اثرگذاری ها کاهش پیدا کند..ضمن اینکه فعلا چند تن از مراجع مواضع علنی بسیار خوبی داشته اند..مطمئن باشید اینجا افراد بسیاری فعالند و مواضع بدون مشورت گرفته نمیشه..دلیل هم ندارد هر فردی موضع دلخواه ما را بگیرد.بیشترین فشار روی مراجع بوده و هست..چیزهایی بالاتر از شکنجه! که جای گفتنش فعلا نیست..منافعی هم در کار نیست..البته افراد حکومتی را نمی گویم..آنچه که یه عنوان مرجعیت عامه شناخته می شوند را می گویم..اولین بار همین آقای مکارم طرح آشتی ملی را مطرح کرد در دورانی که اینها هی میگفتند اختلافی وجود ندارد و همین آقای مکارم واژه ی آتش زیر خاکستر رو. به کار برد که هر دوی این واژه ها به کرات توسط مدیر مسئول کیهان با اهانت مسخره شد..شما از این طلاب بی مغزی که تربیت کرده اندو یکباره شروع به پرونده سازی و پخش شایعه ی دروغ علیه فردی میکنند خبر ندارید..اینها ترس نیست اینها باید اول توجیه بشوندوتمامی جامعه توجیه شود مثل کاری که در مشهد به عنوان پایگاه حالا دیگه سابق انها شد..ضمنا مردم کجا بودند وقتی با جنازه ی آیت الله شیرازی آن رفتار شد؟مردم موقع حصر علما کجا بودند؟موقع شکنجه ی..و برخوردهای نامتعارف با خانواده ی علما کجا بودند/اگر مردم آن زمان ترسیده اند یا آگاه نبودند و اجازه دادند حریم مرجعیت محدود شود حالا هم باید در همان حد انتظار داشته باشند و اجازه دهند تا با درایت هرکاری انجام شود یا حداقل الان ضربه ی بیشتر نزنند..اتفاقا باید مرتب با دفاتر تماس گرفت اینها کمک می کند به مواضع..باید پشتوانه باشد تا موضعگیری ها اثر داشته باشد..الان مردمند که باید اثرگذاری این صحبت ها را افزایش دهند..البته می توان راحت فحش داد و گفت دیگران هیچ کاری نمی کنند و دنبال زندگی خو.دشان هستند..وقتی پیام یک مرجع در سیما سانسور می شود نباید هم انتظار بهتری داشت. مطمئن باشید پشت این فعالیت ها هم روحانیت حضور جدی داره